معین و حامیانش در چالش سختی گرفتار امده اند چرا که در میانه میدان به تناول انگوری دعوت شده اند که قبول کردن و نکردن ان تاثیری در فرار از سرنوشت نخواهد داشت. مگر به راه سومی که به فکر شکسپیر نرسیده باشد و بتوان با ان شوالیه را زنده نگه داشت. موضوع رد صلاحیت دکتر معین اگر چه از هفته های قبل از ثبت نام در بیم و امید مطرح بود لاکن اخیرا ستاد ایشان هر گونه خطر رد صلاحیت را مردود میشمرد و این نشاندهنده باور اقدامات عادی سازی طرف مقابل جهت باز کردن گارد و عدم برنامه ریزی لازم جهت مدیریت واکنش حساب شده در عین حال غافلگیر کننده و سریع بود. طبیعی بود که برای هر گونه غافلگیری میبایست ستاد ایشان را در خواب خرگوشی فرو میبردند و قبل از اعلام نتایج امکان واکنش را از انها سلب میکردند این برنامه اگر چه نه کامل لاکن با مهارت انجام شد و تلقی اطرافیان ایشان بین رد صلاحیت یا قبول صلاحیت معین بیشتر به طرف قبول صلاحیت ایشان چرخید اگر چه برای احتمال دوم نیز گزینه هایی مطرح بود لاکن احتمال بازی سومی را نمیدادند و با انجام بازی سوم راه سومی پیش بینی نشده بود. همینجا باید گفت که از جمع بندی نظرات داده شده دو دسته تحلیل و دو دسته راه حل را میتوان استخراج کرد تحلیل اول باور دارد که موضوعات پیش امده کاملا تصادفی بوده وبه دلیل تعلقات فکری و جناحی شورای نگهبان خطایی صورت گرفته و دستور مقام رهبری در اصلاح این خطا بوده است و دسته دوم بر این فکر ایستاده اند که کل مسئله یک بازی سیاسی است که هر کس مطابق سناریو ودر وقت مناسب میبایست نقش خود را در تعزیه بخواند و این تازه اغاز ماجرا است. راه حلها هم باز از این دو دسته بیرون نیستند که یا معین را به مماشات و گذشت و قبول پیمودن راه فرا میخوانند و یا به خروج از انتخابات و شدیدتر تحریم ان دعوت میکنند و تقریبا راهکار اول به دسته اول و راهکار دوم به دسته دوم تعلق دارد. ما تحلیل خود را از رد صلاحیت که هر دو گروه انجام شدن انرا قطعی میدانند اغاز میکنیم.اصولا بعد از رد صلاحیت معین سه حالت بیشتر متصور بود 1-هیچ اتفاقی نیافتد و هیچ گروه و کسی اعتراض نکند و همه چیز به خوبی و خوشی بگذرد. اگر چه این احتمال جزو محالات میتواند به حساب اید لاکن جون فرض محال محال نیست به بررسی تبعات ان میپردازیم . در این صورت بازاحتمال قوی این بود اولا ارای خاموش روشن نشوند که به نفع جناح حاکم بود. میزان زیادی از حامیان معین بدون تحریم در انتخابات حاضر نشوند که در کوتاه مدت و درازمدت به نفع جناح حاکم بود و میزان قابل توجهی ازارا معین به صندوق هاشمی بریزد که این حادثه در بازار رقابت به نفع راست حاکم نبود و به این دلیل حتی اگر معین و احزاب حامی و مردم و محیط خارج نیز اعتراضی نمیکرد جناح راست حاکم حاضر به حذف معین نمیشد جرا که رای اون بیش از انکه به صندوق کروبی بریزد به صندوق هاشمی میریخت و تازه بارد صلاحیت معین و سکوت هواداران به این نتیجه میرسیدند که گویا تنها هاشمی است که با او نمیتوان از این معاملات کرد و تنها گزینه او باقی میماند . نتیجه انکه رد صلاحیت معین حتی بدون اعتراض هم به نفع حاکمان نبود. 2- اگر معین واقعاقرار بود که رد صلاحیت شود انتظار میرفت که اختلاف نظری بین زعمای قوم صورت نگیرد و همانگونه که در مجلس هفتم عمل شد عمل شود و حتی با سنبه پرزوراعتصاب و دخالت ریئس جمهوراگر چه غیر محتمل بود نیز عقب نشینی نشود همانجوری که با اعتصاب مجلس ششم نشد و تائئدات لازم نیز تلویحا و تکریما به انجام رسد . البته قابل انتظار بود که اعتراضات وسیع مردمی و دانشجویی طبیعی و مصنوعی شکل بگیرد و احزاب حامی انتخابات را تحریم کنند و مشروعیت انرا زیر سوا ل ببرند و فشارهای خارجی بیشتر شود وبحران جدید داخلی و خارجی ایجاد شود. اما نهایتا دو حالت پیش میامد حالت اول مقاومت در مقابل مخالفین رد صلاحیت و واکنشهای امنیتی-نظامی که در هر حالت به نفع جناح حاکم نبود چرا که نتیجه ناکارامدی انرا در نتیجه مجلس هفتم به وضوح شاهد شده است.و البته با توجه به شرایط جهانی و داخلی واستانه تحمل ملی این مقاومت میتوانست کشور را با خطرات اساسی مواجه کند نهایتا نفعی ماندگار برای حاکم ایجاد نمیکرد به اضافه اینکه اگر اقای هاشمی سیاست سکوت درظاهرو میدانداری در باطن میکرد میکردغیر از اکثریت ارا که به صندوق ایشان ریخته میشد قسمتی از اردوی غیر رسمی قدرت نیز به صورت ماندگارتری به اردوی ایشان از هر دو طرف برای نجات نظام ملحق میشد پس این خطری نبود که راست با همه نیروهای تندرواش به دنبال ان باشد.پس نوعا با هر دو گزینه فوق الذکر رد صلاحیت معین واقعا در برنامه راست نبوده است که انها امروز دشمن اصلی را کسی میدانند که میتواند نه کسی که میخواهد. امکان سوم شکست شورای نگهبان وعقب نشینی حاکمان به خاطر موج فشارها واغتشاشات داخلی و اعتراضات خارجی است که مساوی با پیروزی قاطع اصلاح طلبان و امیدواری دوباره مردم به اصلاح طلبان و روشن شدن ارائ خاموش و پیشی گرفتن اصلاح طلبان به همه رقبا حتی اقای هاشمی میتوانست باشد که در این صورت معادلات قدرت غیر رسمی در ایران به هم میخورد و میتوان گفت که تقریبا کار طرف مقابل به صورت استراتزیک سخت میشد به اضافه اینکه مدعیان جدیدی با خواسته های بیشتر چون ملی مذهبی ها و غیره با شکستن خط مقدم و هزیمت راست به میدان میامد و میتوانست تغییراتی بنیادین در هرم قدرت و نظام سیاسی ایجاد کند و این بدترین گزینه ممکن برای حاکمیت راست و حتی ایجاد دوره بحران غیر قابل کنترل برای کشور ایجاد کند. امکان چهارم همین بازی پیش امده است که البته نمونه ای ازحرفه ای شدن برنامه ریزان و بازیگران سیاسی است و یا باید انصاف داد که حداقل از مشاوران حرفه ای! در طراحی ان استفاده شده است و اگر این برنامه مبتنی بر منابع ملی بوده باشد جای امیدواری برای اینده را باز میکند. سناریو اینگونه شکل میگیرد شورای نگهبان رد میکند و به صورت غیر رسمی و از مجاری غیر قانونی برای کم کردن اثر برگشت سیاست اعلام میشود لیدر جناح راست اقای حداد اماننامه را بصورت عمومی در جیب دارد شرفیاب میشود و با دست پر باز میگردد و دستور تعیین صلاحیت معین و مهر علیزاده مادر مرده که قربانی بی گناه است صادر میگردد. شورای نگهبان که منتظر است دستور را دریافت و عمل میکند و معین اینبار صیغه خوانده برگشته است و همه این وقایع با سرعت تمام قبل از اغاز و ایجاد اعتراضات و احتمالات بالا باید انجام میگرفت که انجام میگیرد. نتیجه: وساطت حداد چهره معقول ودارای درک منافع ملی از راست نمایش میدهد و نشان میدهد شعاری را که خاتمی میداد حداد در عمل پیاده میکند و دشمن و رقیب خود را مردانه به داخل گود میاورد. قدرت پشت پرده راست عاقل شده و نفوذ ان بر رهبررا که تازه در مسیر تفاهم بکار افتاده است به چشم مردم میکشد و اینکه هاشمی تنها کسی است که میتواند را کمرنگ میسازد. ارایش سیاسی را به سمت ابهام بیشتر میبرد و در هوای مه الود و اب گل الود ماهی خود را میگیرد. سابقه بد مجلس هفتم را از یادها میبرد و راهیافتگان رابه نمایند گان ملت که به دنبال منافع ملی اند تبدیل میکند. بالا بردن و اصلاح و بازسازی جایگاه رهبری و نزدیکی بیشتر ادبیات چپ را نسبت به راست و مجلس اصلاح میکند. چپرو ترین کاندید ریاست جمهوری را تبدیل به گماشته راست در هر موقعیت اینده میکند. اختلاف اصولی و اساسی در اردوی چپ میاندازد. تایید فرایند انجام شده در شورای نگهبان تایید رد بقیه سیاسیون و رجل سیاسی جلوگیری از نزدیکی و ائتلاف رسمی و غیر رسمی چپ و ملی مذهبی ها نشان دادن اینکه به چپ نمیتوان اعتماد کرد و شکاف در اردوی مخالفان شکستن مشارکت بالای مردم و خاموش نگه داشتن ارای خاموش که اگر روشن شوند در صندوق مخالفین میریزند و ایجاد بالانس محاسبه شده در کل میزان ارا جهت اقدامات لازم
اگر معین نپذیرد: شکاف در اردوی مخالفان معرفی معین و حامیان خروج به عنوان تندرو و مقابله های تبلیغاتی امنیتی جدایی استراتزیک و قطعی مجمع روحانیون مبارز از مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تحریک به تندروی بیشتر وبستن پرونده همراهان معین برای اینده اگر بپذیرد: شکاف در اردوی مخالفان تبدیل کردن به گماشته راست چالش و فروپاشی ایده و شعار ایران برای همه ایرانیان با قبول تبیض و چشم بستن به بقیه کاهش چشمگیر ارا در انتخابات افزایش ارای خاموش کاهش سطح مشارکت جدایی ملی مذهبی ها و اختلاف نگرشی و حذف هر دو
راه برنرفت از بحران: راه سوم : بازی معکوس بازی راست. بهحداقل رساندن منافع بازی برای انها و افزایش هزینه بازی قویا ماندن در انتخابات . وکالت سیاسیون رد صلاحیت شده در مقابل شورای نگهبان. به رسمیت نشناختن کل بازی شورای نگهبان در باره معین و معرفی ان به عنوان بازی داخلی راست که در معادلات هیچ اثری ندارد. محدود کردن ضربات به شورای نگهبان . تلاش در جهت رفع نگرانی های رهبری. تلاش در جهت ایجاد قوام داخلی و روشن کردن ارا خاموش حل کردن مشکلات حدفاصل با هاشمی رفسنجانی اگر قرار به عدم ادامه راه باشد مذاکره با هاشمی و حمایت از هاشمی در مقابل راست و ماندن در دولت هاشمی.