چند سوال از جبهه مشارکت و آقای معین فرهنگ اعتمادی نامه یکی از خوانندگان
زمینه:
از دیدگاه جبهه مشارکت که حزبی محصول دوم خرداد و نتیجه تلاش بخشی از نیروهای اصلاح طلب جمهوری اسلامی است، انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه سال آینده (1)، فرصت تعیین کننده ای است که نباید از دست برود؛ تلاش برای حفظ قوه مجریه، تلاش برای جلوگیری از انتقال همه اهرمهای قدرت به دست جناح راست حکومت است. بر این اساس جبهه مشارکت، به عنوان حزبی که خود را در عین اعتقاد به ارزشهای دینی، به اصول و مبانی دموکراسی و جامعه مدنی وفادار می داند، در انتخابات ریاست جمهوری آینده شرکت می کند تا راه اصلاحات از درون را ادامه بدهد. آقای مصطفی معین، به طور رسمی، به عنوان کاندیدای جبهه مشارکت معرفی می شود و کاندیداتوری را می پذیرد (2).
عدم موفقیت نیروهای اصلاح طلب در انتخابات و "سیطره کامل حامیان استبداد بر دستگاه دولتی" (در جو اضطراب و ناامنی که نیروهای مختلف قضایی، اطلاعاتی، امنیتی و گروههای فشار و ...، عملا، برای همه فعالین سیاسی مخالف یا منتقد استبداد مطلقه، به وجود آورده اند) شرایط زندگی و فعالیت در ایران را بهتر نمی کند. از دید سیاست عملی، با وجود همه انتقادات جدی نسبت به سیاستها و عملکرد اصلاح طلبان درون و حاشیه حکومت، آنها، به دلیل التزام بیشتر به دموکراسی و حقوق بشر، نسبت به گروههای حامی دیکتاتوری و خشونت، به نیروهای دموکراسی خواه بیرون حکومت نزدیکترند. اصلاح طلبان هم صدای چکمه های خشن را، پشت در خانه هایشان و در تعقیب خود و فرزندانشان می شنوند (3). حال اگر معتقد نباشیم که "اینها همه سر و ته یک کرباسند" و هیچ فرقی نمی کند کدام جریان، قوه مجریه را ( با امکانات و منابع اقتصادی و اداری وزارتخانه ها، استانداریها و ...) تحت اختیار خود داشته باشد، نمی توان به جبهه مشارکت، به عنوان یک نیروی جدی مدافع اصلاحات از درون حکومت، بی توجه بود. موضع جبهه مشارکت در مورد فراخوان رفراندوم (4)، نشان داد که جبهه مشارکت خود را موظف به دفاع از حقوق و آزادیهای شهروندان از جمله آزادی عقیده، آزادی بیان و آزادی فعالیتهای سیاسی مدنی می داند.
شرکت یا عدم شرکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری اسلامی ایران؟
شرکت کردن در انتخابات می تواند به معنی به رسمیت شناختن و مشروعیت دادن به حکومتی باشد که عملا آزادی، احترام و امکان رشد انسان ایرانی را با خشن ترین شیوه ها خدشه دار می کند. بنابراین کمک به حل بحران مشروعیت داخلی و بین المللی جمهوری اسلامی، تنها در صورتی قابل توجیه است که چشم انداز بعد از انتخابات، با قبل از آن تفاوتهای عملی داشته باشد (امکانی که در دوم خرداد به نظر می رسید). سوالی که در این مرحله برای نیروها و افراد سیاسی ملتزم به دموکراسی پیش می آید این است که آیا شرکت در انتخابات به طور اعم، و حمایت از کاندیدای جبهه مشارکت یا هر کاندید اصلاح طلب دیگر به طور اخص، یک عمل "مثبت" سیاسی است و می تواند (باید) مورد حمایت قرار بگیرد یا باید با انتخابات طور دیگری برخورد کرد؟ (عدم شرکت، تحریم و ...) در هر حال در آینده نزدیک و به خصوص وقتی جریان به مرحله شورای نگهبان ... رسید، سکوت شکسته خواهد شد و افراد و گروهها، مواضع خود را مشخص می کنند. در این رابطه، سیاست و استدلالهای مدافعین شرکت در انتخابات، اهمیت زیادی دارد. جبهه مشارکت و کاندید آن آقای معین، به زودی، مواضع، سیاستها و برنامه های خود را، در مورد مسائل مهم کشور، اعلام می کنند (5) که مورد بحث و قضاوت عمومی قرار می گیرد.
نتیجه این قضاوت عمومی، بستگی به ذهنیت نسبت به نتیجه عملی شرکت در انتخابات دارد که در موارد بسیاری، مبتنی بر تجربه شخصی رای دادن و شرکت کم و بیش فعال در پروژه آقای خاتمی است. این پروژه بعد از اوج دوم خرداد و افشای قتلهای زنجیره ای، دیگر موفق نشد از پتانسیلهای قانونی و اجتماعی موجود استفاده کند و با تکرار روشهای ناکارآمد، روز به روز بیشتر به موضع ضعف نزدیک شد تا حدی که نتوانست از حد طرح و پس گرفتن لایحه، فراتر رود. به این ترتیب، پروژه اصلاح طلبی، که بر مبنای گفتگو با مردم شکل گرفته بود، کم کم به مکاتبات و اخطارهای محرمانه و مذاکرات و قرارهای پشت پرده گرایش یافت و همین اشکال اساسی، در انتخابات مجلس هفتم که آقایان به وعده وفا نکردند، عملا به تصدی انتخابات فرمایشی، از دست دادن اکثریت اصلاح طلب و تشکیل این مجلس عجیب منجر شد.
امروز اگر اصلاح طلبان، امید به بسیج افکار عمومی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دارند، باید بتوانند به ابهامات و پرسشهایی که در اذهان بخش مهمی از شهروندان، نسبت به کارآیی اصول و روش اجرایی پروژه اصلاحات از درون، به وجود آمده، پاسخ دهند زیرا تنها با پاسخگویی شفاف و ارائه راه حلهای قابل اجرا و مشخص برای وضعیت ناهنجار امروز جامعه، می توان از بی اعتمادی و بی تفاوتی کامل نسبت به پروژه اصلاح طلبی از درون پیشگیری کرد.
چند سوال مشخص
برنامه مشخص شما برای عملی کردن مسئولیت اجرای قانون اساسی توسط رئیس جمهور (اصل 113 قانون اساسی فعلی) چیست؟ آیا برنامه دیگری به غیر از روشهای آقای خاتمی دارید؟
آیا شما در صورت انتخاب، خود را "متعهد" به اجرای دستورات... می دانید یا نسبت به قانون و اجرای برنامه هایی که بر اساس آنها انتخاب شده اید، "تعهد عملی" دارید؟
نسبت به روش اصلاحات تا امروز چه انتقاداتی دارید و برنامه های شما برای رفع آنها چیست؟ (6)
آیا شما بعد از انتخاب، خود را موظف به گزارش شفاف و مداوم به مردم می دانید؟ چه برنامه مشخصی دارید؟
با توجه به تجربه اصلاحات در هشت سال اخیر، تفاوت تحلیلها، سیاستها و روش کار سیاسی شما با آقای خاتمی چیست؟
چه برنامه های مشخصی برای انجام اصلاحات، بالا بردن کارآیی و خدمات دهی و از بین بردن فساد اداری در بخش دولتی تحت اداره رئیس جمهور، دارید؟
آیا ممکن است برنامه های اجرایی و عملی خود را برای چهار سال آینده، در چهارچوب اختیارات آزموده شده رئیس جمهور، در زمینه توسعه و نهادینه کردن عدالت و حقوق و آزادیهای شهروندان، اقلیتها، گروههای سیاسی، تشکلهای غیردولتی و ... به صورت مدون ارائه دهید؟
نظر شما در مورد حکم حکومتی چیست؟ آیا منطبق بر قانون اساسی است که برای اجرایش سوگند خواهید خورد؟ به عنوان رئیس جمهور آیا شما خود را متعهد به اجرای قانون می دانید یا حاضر خواهید شد طبق حکم، اقدامات غیر قانونی انجام دهید و به طور مثال، انتخاباتی را که غیرقانونی می دانید، برگزار کنید؟
با احترام
فرهنگ اعتمادی
(1) موافقت قطعي شوراي نگهبان با برگزاري انتخابات آتي در 27 خردادماه 84، ايسنا
http://akhbar.gooya.com/politics/archives/021353.php
(2) اعلام نامزدی مصطفی معين برای رياست جمهوری ايران
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2004/12/041228_mf_moin.shtml
(3) چند نمونه از موارد اخیر:
روايت های متناقض؛ زندان های جمهوری اسلامی چگونه اند؟
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2004/12/041228_a_jb_abtahi_blogers.shtml
ما متاسفانه با كسانى مواجهيم كه كوچكترين ارزشى براى افكار عمومى قائل نيستند
http://www2.dw-world.de/persian/interviews/1.116892.1.html
جزئيات شنودگذاري، مدرك سازي و اعتراف گيري عليه جبهه مشاركت قم، رويداد
http://mag.gooya.com/politics/archives/021271.php
احضار يك عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت به دادستاني
http://rooydadnews.blogspot.com/2004/12/blog-post_28.html
(4) محمدرضا خاتمی: با وجود اختلاف دیدگاهها از حقوق قانونی طرفداران رفراندوم دفاع می کنیم، رويداد
http://akhbar.gooya.com/politics/archives/020856.php
(5) جبهه مشاركت: برنامههايمان را براي انتخابات رياستجمهوري به زودي منتشر ميكنيم، ايسنا
http://mag.gooya.com/politics/archives/021330.php
(6) برخورد سياستمداران اصلاح طلب با منتقدان خود، صداقت حداقلی، روزنامه شرق
http://asre-nou.net/1383/day/5/m-mardiha.html
مطالبات قومی و انتخابات ریاست جمهوری سید هاشم هدایتی( نامه یکی از خوانندگان)
برخی از نخبگان اصلاح طلب ازجمله سید مصطفی تاجزاده ، محسن آرمین ، عبدالله رمضانزاده و جلال جلالی زاده از اعضای ارشد جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی مدتی است با تحلیل شرایط فعلی و تذکار اهمیت نقش اقلیت های قومی و مذهبی در ایران ، نامزدهای ریاست جمهوری در دور نهم را به اعلام موضع صریح در مورد جایگاه این بخش از هم میهنان در برنامه های انتخاباتی خود فراخوانده اند. در پی این مسئله بیش از یکصد اصلاح طلب کرد استان های کردستان ، کرمانشاه ، ایلام و آذربایجان غربی در نشست هم اندیشی خود پیرامون انتخابات آتی بر اهمیت موضوع تاکید و به صراحت اعلام کردند مادامی که نامزدهای ریاست جمهوری موضع صریح خود در مورد نقش کردها ، به مثابه بخش مهمی از اقلیت های قومی و مذهبی کشور را اعلام نکنند حمایت کردها را انتظارنکشند. در این نشست که روز پنجشنبه 8/1183 در سنندج برگزار شد رفع تبعیض و برخورداری از فرصت های برابر در احراز پست های دولتی و رعایت عدالت سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی مورد تاکید قرار گرفت. پیشتر نیز سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران – شاخه کردستان در یک بیانیه تحلیلی ، به مناسبت آغاز به کار شاخه کردستان بر تامین حقوق شهروندی هم میهنان کرد به عنوان شهروندان اصیل ایرانی تاکید و توجه مضاعف دولت برای جبران عقب ماندگی های اقتصادی و اجتماعی منطقه را خواستار شده بود. اگر سخنان خاتمی رئیس جمهور که کردها را اصیل ترین قوم ایرانی خواند و بر اندک بودن سهم شان در حاکمیت ملی تاکید داشت سر آغاز اعلام موضع صریح اصلاح طلبان در مورد اقلیت های قومی هم میهن ، ازجمله کردها ، بدانیم اینک به نظر می رسد جبهه اصلاحات با استفاده از تجربیات هشت سال گذشته با یک رویکرد جدیدتر، شفاف تر و واقع بینانه تر به مقوله اقلیت های قومی و مذهبی هم میهن نگریسته و بنا دارد در این مقطع از مبارزات اصلاح طلبانه ، ضمن ارایه تعریف مردم سالارانه تر از حقوق شهروندی اقلیت ها ، آن را وارد گفتمان اصلاح طلبانه کرده و همه جناح های سیاسی رقیب را به اعلام موضع صریح و شفاف در مورد حقوق اقلیت های هم میهن و شعار " ایران برای همه ایرانیان" وادار نماید. از این لحاظ به نظر می رسد گروه های محافظه کار و مخالفان اصلاحات ، که هرگز از ظرفیت لازم برای توجه به مطالبات اقلیت های قومی در چارچوب یک گفتمان دموکراتیک برخوردار نبوده اند برای گریز از میدان رقابتی که نخبگان اصلاح طلب فرا روی شان گشوده اند ، رویکرد تهمت و ناسزا را برگزیده اند.
ترقی ، عضو ارشد جمعیت موتلفه ، به عنوان نماینده محافظه کاران سنتی در شتابزده ترین موضعگیری در مقابل بیانیه مجاهدین انقلاب ، تعبیر تحریک قومیت ها از سوی اصلاح طلبان را به کار برد. برخی نیز با تعابیر نرم و درشت دیگر همین موضع را برگزیدند تا اینکه روزنامه "جوان" که منتسب به محافظه کاران رادیکال و اقتدار گرا است و گویا از مجاری شناخته شده ای تغذیه می شود در واکنش به مباحث مطرح شده در " اولین نشست هم اندیشی اصلاح طلبان کرد در سنندج" در مقاله ای تحت عنوان " تشدید قومیت گرایی ، راهبرد حزب مشارکت برای ماندن در قدرت" چکیده مواضع ضد قومی اقتدارگرایان را به نمایش گذاشت. گردانندگان این نشست حضور تمام وقت فیلم برداران صداوسیمای مرکز کردستان در جلسه را به فال نیک گرفته و امیدوار بودند آنچه از سوی آنان منعکس می شود نیازمند تکذیب نباشد اما متاسفانه چنین نشد و برداشتی کاملا مغرضانه ، که عصبانیت از اصلاح طلبان و وحشت از پیروزی آنان در گزارش تحلیلی – خبری روزنانه جوان مشهود است ، ارایه شده است. دروغ هایی ازقبیل:"نشست اصلاح طلبان کرد در ادامه سفرهای دوره ای کاندیداها و هواداران آنان برگزاد شده ، نشست انتخاباتی بوده است ، مقدمه چینی برای سفر معین به کردستان " درحالی که مسئولان همایش به صراحت اعلام کردند " نشست برای تبادل نظر اصلاح طلبان کرد درمورد انتخابات ریاست جمهوری و هماهنگ کردن مواضع آنان بوده است" ، میزان امانتداری سردمداران رسانه ای محافظه کار را نشان می دهد. نکته مهم این موضع گیری اصرار مجدد محافظه کاران ، به ویژه جریان اقتدارگرای آن است که می کوشد ، تلاش اصلاح طلبان برای تعریف مطالبات قومی و شفاف کردن فضای گفتمان در این مورد را تحت عناوین " دامن زدن به مطالبات قومی ، شعار انحرافی ، مطالبات غیر منطقی و شوالیه بازی و قهرمان پروری " مورد حمله قرارداده و در یک اقدام غیر منطقی و بدون پشتوانه ، با درج یک نمودار رنگی ، اصلاح طلبان کشور و حامیان کرد آنان را تجزیه طلب معرفی کند!
روزنامه جوان علاوه بر تکرار تهمت ها و توهین های خارج از عرف رقابت سیاسی نسبت به اصلاح طلبان همچون: " تلاش برای ماندن در قدرت ، وعده های انتخاباتی ، عملکرد ضعیف اصلاح طلبان در هشت سال گذشته ، نظر سنجی های ساختگی و..." که نشان از وحشت آنان از پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات آتی دارد، فرصت را غنیمت شمرده و دکتر رمضانزاده ، از شاخص ترین اصلاح طلبان کرد را آماج توهین و افترا ساخته است. نگارنده این سطور گرچه پاسخگویی به همه این موارد را نه لازم و نه ممکن می داند اما به عنوان فردی که سال های سال برای حفظ استقلال و تمامیت سرزمین مادریم ایران از هیچ کوششی دریغ نورزیده ام منتقدان طرح مطالبات قومی و اقلیت های مذهبی را به واقع بینی دعوت و از ایشان می پرسم : آیا به نظر شما اقلیت های قومی و مذهبی ایران در 27 سال گذشته با وجود حضور فداکارانه در صحنه های دفاع از کشور و انقلاب از تمام حقوق شهروندی خود ، آنگونه که در اصول قانون اساسی آمده است برخوردار بوده اند؟ آیا براساس همان شعار شایسته سالاری که این روزها نقل هر مجلسی است ، شایستگان اقلیت های قومی و مذهبی از فرصت های برابر در احراز پست های دولتی و مزایای اقتصادی برخوردار بوده اند؟ آیا جمعیت ده درصدی کرد و اهل سنت حق ندارد از مدیران کشور بپرسد : سهم ما از حاکمیت چند است ؟ و اگر پرسید باید به تجزیه طلبی متهم شود ؟ و اگر پس از تجربیات زیاد بخشی از اصلاح طلبان نواندیش به این نتیجه رسیدند که در سالیان گذشته ، حتی در عصر دولت اصلاحات حقوق شهروندی اقلیت های قومی و مذهبی هم میهن ، کما هو حق ادا نشده است این تشدید قومیت گرایی است ؟ آیا متفکران جناح تمامت خواه می توانند بگویند کردها و جامعه اهل سنت ایران با چه زبانی و با چه تعبیری باید مطالبات به حق ، قانونی و منطقی خود را بیان کنند که به تجزیه طلبی متهم نشوند؟ آیا رهبران فکری جناح مصلحت ناشناس کشور ، نیم نگاهی به اطراف کشور افکنده اند و از دام های خطرناکی که دشمنان کشور و اصلاحات در سر راه ایران عزیز گسترده اند آگاهی دارند؟ کسانی که طرح حقوق شهروندی کردها را دامن زدن به مطالبات قومی و تشدید قومیت گرایی و شعاری انحرافی تلقی می کنند آیا اصولا این مردم را ایرانی می دانند یا همچون معدودی خودکامه ایران را متعلق به همه ایرانیان ندانسته و کشور را ملک اختصاصی گروه و جریانی خاص تلقی می کنند؟
به جا بود تنظیم کنندگان مقاله روزنامه جوان ، که فیلم کامل سخنرانی های نشست سنندج را در اختیار دارند و قلم و ادبیات آنان که تصدی یک رسانه را بر عهده دارند برای همه کردها آشنا است، به صراحت می گفتند از سخنان کدام اصلاح طلب کرد حاضر در آن نشست بوی تجزیه طلبی می آمد؟ آیا بهتر نبود با نگاهی به ترکیب جمعیت حاضر در می یافتید اکثریت قریب به اتفاق سخنرانان از نیروهای اصیل طرفدار انقلاب و از زجرکشیده های منطقه بودند! آیا هیچ اندیشه کرده اید اگر رمضانزاده و جلالی زاده و هدایتی و توفیقی و فتاحی و مهدوی و امثالهم قومیت گرای تجزیه طلب باشند براساس تعریف شما هیچ کرد دوستدار ایران باقی نمی ماند! مگر اینکه شما کردها را یا موجودات زبان بسته ای بدانید که جز مرزبانی و نوکری پایتخت نشینان ، شایسته هیچ شان و مرتبتی نیستند! و یا اگر سهم خود در حکومت و از توسعه مبتنی بر عدالت منطقه ای سخن گفتند، تجزیه طلب هستند!
در پایان این نوشته جناح محافظه کار کشور و همه کسانی که در انتخابات آتی قصد برخورداری از حمایت اقلیت های قومی و مذهبی را دارند را دعوت می کنم به جای توهین و تهمت و تعمیق کینه ورزی موضع صریح و شفاف خود در مورد حقوق شهروند ی اقلیت های قومی و مذهبی را بیان کرده و بگویند اگر بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زدند چه مقدار در تامین حقوق کردها و بلوچ ها، ترک ها ، عرب ها و ترکمن ها و سایر اقلیت های قومی و مذهبی تلاش خواهند کرد و در این رابطه برنامه مشخص و کاربردی شان چیست؟ آیا شایستگان آنان را سزاوار وزارت و سفارت و استانداری می دانند یا نه براساس معیارهای قبیله ای و رجحان مذهبی شایسته سالاری را زیر پا می گذارند. شاید این رویه بهتر از روشی باشدکه در هفته های اخیر برعلیه مدافعان حقوق شهروندی اقلیت های هم میهن شروع کرده اید؟