Wednesday, May 11, 2005                                

   نامه دبیران جشنواره دانشجویان وبلاگ نویس در جواب به نامه دکتر معین

 

جناب آقای دکتر مصطفی معین
با سلام و احترام فراوان ؛
حافظه تاریخی ما ایرانیان سرشار است از ایستادگی بی دلیل جماعتی زورمدار در تقابل با دگرگونی و پیشرفت ، آنچه ما از گذشته به یاد داریم قصه تکراری نفس نفس زدن های بی حاصل یک فرار است ، فرار از این واقعیت که نسل نو ، زبان نو می خواهد و زبان نو ، زبان خواسته های تازه است .
وبلاگها در ایران از مرز یک ابزار فراتر رفته اند و آنچه ما می بینیم کوچه های بسیار اما باریک و بلندی است که در تداوم خویش به یک انسان می رسند ، کوچه هایی اما نه بن بست .




آن دسته از بلاگرهای ایرانی که به اجتماع می اندیشند و سرنوشت و دغدغه های یک ملت ، وبلاگ خود را تمام آنچه که ندارند می بینند ، از روزنامه تا تلویزیون ، از مکتوب تا شنیدنی و دیدنی . !
اما یک پرسش ساده... آیا وبلاگ می تواند تمام آنچه که نداریم باشد ؟ آیا وبلاگ در ایران تنها وبلاگ است ؟
بر این باوریم که احساس ما نسبت به وبلاگ ، احساسی شاید متناقض است ، میانه امید و تاسف .
امیدی به آینده که با این نسل جسور و پرسشگر ساخته خواهد شد و امید به نسلی که برای خود و شهروندان پیرامونش ارزش قایل است .
و تاسف برای همان نسل که خود نیز جزیی از آنیم که وبلاگ ، تندیسی است از تمام ناداشته هایش و تاسف برای هر آنچه که نیست .
آنچه در همدان رخ داد نماز میتی نبود بر جسد ناداشته ها و آرمانهایی که به شدن نپیوست بلکه رخدادی بود در تقویت این احساس که در این سرزمین برای همه ، جا هست حتی برای من و مخالفم .
در این رخداد احترام به حق یک شهروند و تحمل به عنوان ارزشی اجتماعی بارها و بارها تمرین شد ، تمرین کیمیای جامعه ایرانی .
شاید باور نکنیم ولی وبلاگها در ایران تاریخ ما را به چالش کشیده اند ، شاید بد نیست چند سطری از نوشته عباس معروفی خطاب به نخستین جشنواره دانشجویان وبلاگ نویس ایران را با هم بخوانیم:

« من انقلاب فيروزه‎ای وبلاگ‎نويسی را بزرگ‎ترين اتفاق تاريخ ايران می‎دانم. آنجا که جامعه‎ای شفاهی و جمعيتی افواهی به تمدنی مکتوب مبدل شود، نام‎ها و امضاها جايگزين سايه‎ها و سياهی‎ها خواهد شد. آنجا که چهره‎ها بر تمامی گفتار خويش شهادت می‎دهند، شهر از هياهوی گنگ تباهی نجات می‎يابد، و کلام جسدی بادکرده نيست که بر سينه‎اش نوشته باشند: مجهول‎الهويه .»

و شما از وبلاگ نوشتید و از بی واهمه بودن از فشار و تهمت و دانشجویان وبلاگ نویس ایران را پرچمداران آزادي بيان، احترام به حقوق و شخصيت فرد فرد انسانها، كثرت گرايي و پويايي در انديشه و عمل خواندید .
از لطف جنابعالی نسبت به این رخداد سپاسگزاریم و نگاه شما را نسبت به فرهنگ و سیاست ارج می نهیم . دیدگاه برگزار کنندگان این رخداد نسبت به انتخابات آتی با نگاه شما و مجموعه متبوعتان متفاوت است و ما قرائتی دیگر از انتخابات آزاد در ایران داریم ولی به هر تقدیر اگر اراده راستین ملت بر این بود که حضرتعالی پیروز انتخابات آینده باشید به عنوان یک اقلیت از صمیم قلب برای شما و مجموعه همفکرتان آرزوی بهروزی می کنیم .
با سپاس فراوان
دبیران نخستین جشنواره دانشجویان وبلاگ نویس ایران

    لينک ثابت مطلب

 

 

   تشديد فشار بر زندانيان سياسي در اوين

 

تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر: فشار بر"زندانيان سياسي اوين" در آستانه انتخابات
رياست جمهوري تشديد شده است.شنيده ها حکايت از آن دارد، زندانيان سياسي زندان "اوين"، بر خلاف آيين نامه "تفکيک جرايم زندانيان"، به ساير بندها منتقل شده اند.
بر اين اساس زندانيان "ملي- مذهبي" به بند 325،"اکبر گنجي" به بند 7 جرايم عمومي و دکتر
ناصر زرافشان و پيمان پيران به بند 350 منتقل شده اند.
بند 209 اطلاعات و بند زندان رجايي شهر ازجمله بندهايي هستند که چند تن از زندانيان
سياسي در آن محبوس هستند.
در بند 350 حدود 60 نفر از زندانيان جرايم عمومي و نظامي در 4 اطاق با وضعيت نامناسب
بهداشتي جا داده شده اند.
وضعيت مرخصي برخي از زندانيان سياسي "تا اطلاع ثانوي نامعلوم" بيان شده است.
ملاقات هاي حضوري زندانيان سياسي با خانواده هاي خود در زندان اوين با تدابير امنيتي بيشتري انجام پذيرفته و گاهارفتارهاي نامناسبي صورت گرفته است.

عمليات هاي رواني عليه زندانيان سياسي با صدور اطلاعيه اي مجهول در خصوص اعلام انزجار زندانيان سياسي از برخي زندانيان سرشناس سياسي انجام مي گيرد.
بيماري جسمي برخي از زندانيان سياسي منتقل شده به ساير بندها که دچار بيماري هاي
قلبي-عروقي ، تنفسي ، کليه و دستگاه گوارشي هستند تشديد شده است.
وضعيت بهداشتي و عمومي بندهايي که زندانيان سياسي به آن منتقل شده اند نامناسب گزارش شده است.
آگاهان سياسي بر اين باورند،تشديد فشار بر زندانيان سياسي به چالشي جديد در انتخابات رياست جمهوري تبديل خواهد شد.

    لينک ثابت مطلب

 

 

Monday, May 09, 2005                                

   گزارش تصويري سخنراني دكتر معين در دانشگاه همدان

 

    لينک ثابت مطلب

 

 

Sunday, May 08, 2005                                

   توضيحي از امير حسين بلالي

 

با سلام و احترام



درپی درج خبری با عنوان "ستاد هاشمی و یارگیری در دانشگاه‌ها" در سایت "شریف‌نیوز" و نقل آن در برخی سایت‌ها و نشریات سیاسی و دانشجویی دیگر، که در آن از من به‌عنوان یکی از اعضای ستاد تبلیغاتی آقای هاشمی نام برده شده بود، تکذیبیه‌ای برای این سایت فرستادم و "خواهشمند" شدم که طبق قانون و برای رعایت اخلاق حرفه‌ای خبرنگاری، منتشرش نمایند، که ظاهرا به دلیل وجود بیش از حد قانونمندی و اخلاق در آن مجموعه، چنین اتفاقی نیفتاد. انتشار این خبر تعجب و تٱسف بسیاری از دوستان و آشنایان را برانگیخته است؛ از اعضای خانواده گرفته تا همکاران و دوستان سابقم در فعالیت‌های دانشجویی، و مسئولین دانشگاهی که در آن تحصیل می‌کرده‌ام، از مدیریت تا نگهبانان محترم. به این ترتیب بخش جدیدی به کارهای روزانه‌ام اضافه شده که طی آن مجبورم بارها و بارها به‌شکل تلفنی یا حضوری به تکذیب این خبر و به دنبال آن، توضیح نظراتم بپردازم. آن‌چه در ادامه می‌آید بخشی از همین توضیحات است، که امیدوارم با انتشار آن لااقل تا حدی از این گرفتاری روزمره رها شوم...
امیرحسین بلالی




1- من از بدو تولد تا کنون، به‌غیر از فعالیت در ستاد انتخاباتی آقای خاتمی در سال 76، و حضوری نیمه‌کاره از طرف دفتر تحکیم در یکی از ائتلاف‌های انتخاباتی اولین دوره انتخابات شوراها، در هیچ ستاد انتخاباتی دیگری حضور نداشته و فعالیت نکرده‌ام.

2- مراجعه به مواضع انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دفتر تحکیم وحدت بین سال‌های 77 تا 81، سال‌هایی که من به‌طور جدی در این دو مجموعه فعال و در بخش عمده‌ای از تصمیم‌گیری‌های آن‌ها مؤثر بوده‌ام، می‌تواند تا حد زیادی بیانگر نظراتم درمورد گروه‌ها و جریان‌های سیاسی و به‌خصوص شخص آقای هاشمی باشد. برای پرهیز از طولانی‌شدن کلام، به همین ارجاع اکتفا می‌کنم...

3- در انتها لازم می‌دانم به این نکته اشاره کنم که من نسبت به سرنوشت خود و مردم کشورم بی‌تفاوت نیستم و حتماً در روزی که در این ملک انتخاباتی برگزار شود و حمایت از یک کاندیدا و رٱی مردم به او در سرنوشت‌شان مؤثر باشد، من نیز به سهم خود چنین خواهم کرد، و از کلیه دوستان و آشنایان خواهشمندم در آن روز مرا از وقوع این رخداد مبارک بی‌خبر نگذارند. به امید آن روز...

    لينک ثابت مطلب